بین سال های 2160 و 2200 حکومت ها و حزب های مختلف برای بدست گرفتن کنترل زمین و
Colony ها (سیاراتی که به وسیله انسان ها اشغال شده بود) با یکدیگر به جنگ پرداختند. به دنبال افزایش بی رویه جمعیت و آشوب و ناآرامی بر روی زمین، یک جنبش سیاسی جدید توسط Jovian Frieden و Koslovics و به رهبری Vladimir Koslov شکل گرفت تا به این ترتیب فاشیسم و نئو کمونیسم دوباره احیا شوند و این سرآغازی بود بر جنگ های بین سیاره ای مانند Rain Forest و جنگ مریخ، که البته در نهایت این جنبش توسط United Nations Space Command یا به اختصار UNSC سرکوب شد! UNSC در واقع توسط سازمان ملل متحد بنیان گذاشته شده و نیروی اصلی دفاع از انسان ها است.بین سال های 2170 تا 2291 سازمان
UNSC موفق شد اولین وسیله برای سفرهای با سرعت مافوق نور با نام Shaw-Fujikawa Translight Engine را طراحی کند. برای اولین بار در تاریخ اشغال و استعمار سریع دیگر سیارات ممکن شد و بدین ترتیب تا سال 2190 انسان ها 210 سیاره را به اشغال خود درآورده و آنها را با شرایط زندگی انسان تطبیق دادند (Terraform). این سیارات به عنوان Inner Colonies شناخته می شدند. تا سال 2490 امپراطوری کهکشانی UNSC به 800 تا 1000 سیاره در صورت فلکی Orion Arm در کهکشان راه شیری گسترش یافت. یکی از این سیارات Reach نام داشت که پس از زمین مهمترین سیاره انسان ها از لحاظ استراتژیک و نظامی بود و یکی از دو مرکز فرماندهی نظامی و دولتی UNSC در این سیاره مستقر بود (دیگری در سیاره زمین بود) به همراه مراکز فرماندهی Fleet Command و Marine Corps و چندین پایگاه Office of Naval Intelligence یا به اختصار ONI که یکی از این پایگاه ها CASTLE Base بود.![]()
Reach در منظومۀ ستاره ای Epsilon Eridani مستقر بود و در ابتدا به خاطر منابع غنی تیتانیوم توسط انسان ها اشغال شد. CASTLE Base نیز در زیر سلسله جبال Menachite قرار داشت و بعد ها به عنوان مرکز تمرین اسپارتان ها (Spartans) مورد استفاده قرار گرفت. Reach پس از زمین از بیشترین و مجهزترین سیستم دفاعی بهره می برد و در واقع به عنوان قلب Inner Colonies بود. هم چنین در این سیاره کریستالی کشف شد که امکان دستکاری Slipspace و سفر های درون فضایی با سرعت مافوق نور را می داد.
به سبب جنگ های
Brushfire که احزاب مختلف در آن شرکت داشتند و هم چنین دزدی های فضایی، روحیه نظامیان و مردم عادی به شدت تضعیف شده بود. UNSC در سال 2517 برای مقابله با این تهدید ها پروژه ای جدید را بنیان گذاشت، Project ORION، پروژه ای که با هدف تربیت گروهی از سوپرسربازان با توانایی های غیرانسانی آغاز شد. این پروژه در واقع پروژه تولید SPARTAN-II بود (ادامه ای بر پروژه SPARTAN-I). عنوان SPARTAN برای این سربازان از اسپارتان های یونان باستان اقتباس شده بود. از نظر تاریخی اسپارتا یک منطقه کاملا نظامی بوده، در آنجا کودکان از همان بدو تولد از نظر جسمی غربال می شدند و آنهایی که از هر نظر نقص و یا معلولیتی داشتند کشته می شدند، از آنجایی که بیشتر جمعیت آن برده (helot) بودند، شهروندان معمولی باید تمام مدتی که بیدار بودند را صرف تمرینات و دیدن آموزش های نظامی می کردند. تاریخ می گوید اسپارتان ها بسیاری از جنگ های خود را فقط به واسطه قدم گذاشتن در میدان جنگ پیروز شده اند. همین پیشینه درخشان اسپارتان ها باعث شد تا UNSC نام سوپرسربازان خود را اسپارتان بگذارد.
این پروژه در حقیقت از مغز متفکر یکی از بزرگترین دانشمندان آن زمان، دکتر هالزی
(Catherine Elizabeth Halsey) سرچشمه گرفت، دکتر هالزی با این هدف شروع به جمع آوری کودکانی کرد که از لحاظ ژنتیکی دارای شرایط لازم پروژه بودند، بدین ترتیب آنها 150 کودک را انتخاب کردند که بعدا به خاطر بودجه محدود پروژه این تعداد به نصف یعنی 75 کودک کاهش یافت، سپس آنها را دزدیده، کلون هایی از روی آنها تولید کرده و با کودک اصلی جایگزین می کردند، این کلون ها به خاطر مشکل سهوی پروسه کلون، ناپایدار بوده و پس از مدتی به شکل طبیعی می مردند بدون این که خانواده آنها متوجه شوند که او فرزند حقیقی آنها نبوده و یک کلون است. یکی از این کودکان John نام داشت که دکتر هالزی و ستوان کیس (Keyes) در سفر خود به سیاره Eridanus 2 این کودک 6 ساله را ملاقات کرده بودند. او در آن زمان یک سر و گردن از همتایان خود در مدرسه بالاتر بود و این نشانه ای بود از هماهنگی عالی او با شرایط پروژه. از لحاظ ظاهر او یک کودک معمولی بود با موهای قهوه ای، کک مک بر روی صورت و یک شکاف بین دو دندان جلویی! این کودکان به طور رسمی توسط بخش سوم سازمان ONI مشمول نظام وظیفه شدند و به همین خاطر هم هست که بعدها اسپارتان ها درجات Naval کسب کردند و عضو Marine Corps نبودند با این که همواره در کنار تفنگداران (Marines) می جنگیدند.این کودکان همگی به سیاره
Reach فرستاده شدند تا از سن 6 سالگی تحت آموزش های جنگاوری و تاکتیکی قرار بگیرند علاوه بر این که آموزش های علمی آکادمیک و بسیار سطح بالا نیز به آنها داده می شد (به جای این که به مدرسه بروند!!) آموزش های فیزیکی و نظامی توسط ناوبان دوم مندز (Mendez) و آموزش های علمی نیز توسط یک هوش مصنوعی (AI) با نام Deja داده می شد. این کودکان به گروه های سه نفره تقسیم بندی شدند و هر گروه می بایست با گذر از یک سری مانع و بالا رفتن از طناب، یک زنگ را به صدا در می آوردند. آخرین گروهی که زنگ را به صدا در می آورد از خوردن شام محروم می شد و دیگران نیز با غذایی مجلل پذیرایی می شدند. در همان ابتدای کار بود که John متوجه شد هدف از آموزش های مقدماتی، آموزش کارهای تیمی است. در اولین روز تمرین John به این خاطر که از دیگر اعضای گروه یعنی Kelly-087 و Sam-034 بهتر بود، از آنها جلو زد و به تنهایی به عنوان اولین نفر زنگ را به صدا درآورد اما به او گفته شد که در مسابقه بازنده شده چرا که دیگر اعضای گروه او به عنوان آخرین افراد زنگ را به صدا درآورده اند، به این ترتیب John لزوم کار گروهی را یاد گرفت و در روزهای بعد با کمک به دیگر اعضای گروه خود دیگر آخر نشد! این سه بعدها به دوستانی بسیار صمیمی تبدیل شدند. در یکی دیگر از تمرینات نظامی، اسپارتان ها در ارتفاعات یک کوه به طور جداگانه تنها با همراه داشتن یک نقشه رها شدند، آنها باید راه خود را تا رسیدن به یک extraction point مشخص که یک هلی کوپتر Pelican در آنجا مستقر بود، پیدا می کردند، آخرین نفر هم همان جا رها می شد! این اولین جایی بود که قدرت رهبری John نمایان شد. او نقطه ای نزدیک یک دریاچه را مشخص کرد که اسپارتان ها پس از رها شدن در منطقه در آن نقطه جمع شوند و به نقطه پایانی برسند. با رسیدن به انتهای مسیر آنها متوجه شدند که عده ای آموزشیار در آنجا وجود دارند که وظیفه مقاومت در برابر اسپارتان ها را دارند به همین خاطر John و دیگر اسپارتان ها با یک تاکتیک تیمی هماهنگ با آنها درگیر شده، آنها را شکست داده و به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند چون نمی خواستند کسی را در آنجا رها کنند، John نیز به عنوان آخرین نفر سوار هلی کوپتر شد تا مطمئن شود کسی جا نمی ماند! پس از بازگشت از عملیات John اصرار داشت که اگر قرار باشد کسی تنبیه شود آن شخص خود اوست چرا که به عنوان آخرین نفر سوار هلی کوپتر شده به همین خاطر دکتر هالزی با مشاهده توانایی های او، مندز را متقاعد کرد تا او را به عنوان فرمانده اسپارتان ها انتخاب کند.
پایان قسمت اول! قسمت دوم ساعت چهار امروز...
استفاده از این مطلب در سایت ها و وبلاگ های دیگر با ذکر منبع بلامانع است!

